روزهای پر استرسه من ، پولی که برای کار کنار گذاشته بودیم بلوکه شد...به همین راحتیعین بودن بین زمینو آسمونه ، همه چی بهمم میریزه ، یه روز زنگ میزنم وقت روانشناس میگیرم یه روز میرم دکتر برای کمرم یه روز داد میزنم یه روز غر میزنم ولی مشکل اینا نیست مشکل من یه چیزه دیگس خیلی ناآروممبین همه گیر میکنم بیشتر بین پاژی خانوادم میمونم که باید کدوم طرف رو نگه دارم حتی بین بقیه...از یه جایی به بعد پیر میشی و واسه اینکه قبول نکنی میچسبی به قیافت و ادا اطفار درآوردن ، مشکل من چیه واقعا...
خسته ام خیلی خیلی خیلی خسته اممن اونی نبودم که فک میکردم میتونم باشم و این بدترین اتفاق تلخ اینروزهاست
برچسب: این,روزها,
نویسنده: هیراد فراهانی
تاريخ: جمعه
27 مرداد
1396 ساعت: 12:54